
ققنوس در آتش ...
همان پرنده افسانه ای...
ققنوس آنگاه که احساس بیهودگی می کند؛ خود را به آتش
می کشد تا از خاکسترش پرنده ای نو برخیزد...
ققنوس... سمبل عشق است و امید...
همان پرنده ای که هیچگاه مغرور نمی شود و به همین علت هیچ گاه از بین نمی رود...
ققنوس به ما یاد می دهد که هیچ وقت برای شروع دیر نیست...
که می توان از خاکستر سرد هم درس طراوت و جاودانگی آموخت...

ققنوس به ما یاد می دهد که برای زیستن می توان مرد!
که نه مرگ بلکه در هر پایانی راه آغازی نهفته است...
برای زیستن دیگران باید سوخت و سوختن آموخت...
...
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 8:32  توسط venouse
|
به مناسبت روز تولدم
وقتي به يكي ميگي تولدت مبارك يعني ما خيلي خوشحاليم كه هستي
وقتي به يكي ميگي تولدت مبارك يعني بابا چه حالي ميدي
وقتي به شخصي مي گوييد تولدتان مبارك يعني ما از وجود شما خوشحاليم
وقتي به يكي بگي تولدت مبارك يعني چه قدر خوبه كه هستی
وقتي به يكي بگي تولدت مبارك يعني مبارك ...
آره همين
ولي فكر نميكنم براي كسي فرقي داشته باشه كه باشم
چون اگر تو نباشي هميشه يكي ديگه هست
ميدوني منحصر به فرد نيستي
هيچكس منحصر به فرد نيست
اگر هم باشي فقط براي پدر و مادرته كه بازم همش نگرانتن
اين همه آدم و اين همه روز تولد
روزي كه با يه ضربه گريه ي يه بچه بلند ميشه و شروع ميكنه به زندگي
از همون اول شروع ميكنه به رشد
شروع ميكنه به پير شدن
يه عالمه چيز ياد ميگيره و يه عالمه ي بيشتر چيز ميمونه كه ياد نميگيره
يعني سر راهش نمياد و يا نميره سراغشون
كاش تا آدم ميشه ... ساله
زندگيش با بقيه صرف خوب و بد بودن يه فرقي داشته باشه
يه فرقي كه مشخص باشه
بايد دنبال يه فرقي بود
بايد سعي كرد حالا كه اين خدا بهت قدرت زندگي كردن داده واقعا زندگي كني
بايد از همه چيز استفاده كرد و شکر گذار بود

همين ديگه ...
اين بود نطق روز تولدم
از همه ممنون و سپاسگزار
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 1:7  توسط venouse
|